برای تو می نويسم هميشه ... همسر خوبم

اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالییه نفسهام
نویسنده : زوج عاشق - ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۸/۱
 

پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش

من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش

شبو از قصه جدا کن چکه کن رو باور من

خط بکش رو جای پای گریه های آخر من

اسمتو ببخش به لبهام بی تو خالییه نفسهام

خط بکش رو باور من زیر سایه بون دستام

خواب سبز رازقی باش عاشق همیشگیم باش

خسته ام از تلخی شب، تو طلوع زندگیم باش

        ... این قسمتی از شعر یکی از آهنگاییه که امروز خیلی اتفاقی شنیدم و به عشق تو گوش دادم ... این روزا حال و هوای عجیبی دارم. می دونم تو هم مثل منی ... دوستت دارم خوب من، خانوم گلم ...

همیشه همراهت

۶:۴۵ عصر

 


 
comment گلدون()